خرید بک لینک
خاطرات تاريخ : جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ | 19:17 | نویسنده : فرهاد قاید دلم گرفته استاین روزا در میان وزش بادهای سرد زمستانمیان خاطرات خوب و بدچه دلتنگ یاد تو می افتممیدانی چه دل تنگمدل تنگ روزای بچگیدل تنگ سحر هنگام بیدار شدن برای مدرسهکه تنها تورا نظاره گر باشمتا چشمانت رالبانت راصدایت راهمراه حسرت های جاماندههمراه عقده گفتن دوستت دارمچون خنیاگر غمگینبرای باران و باد اوازی سر دهمتو نمیدانیهنگام خروج از مدرسهتنها برای دیدن تو بسان اسبی طاغی میدویدممیدانی کفش هایم پاره میشد و اما ذوق دیدار تو پارگی کفش هایم را از سرم میپرانددل تنگ روزهای قرض دادن موبایلم به تودلتنگ آش اوردنتدل تنگ غمزه ها و ناز کردنتدلتنگ دست های توگریه م میگیرد آه که تو نیستیفرهاد بوی گند سیگار گرفتهنیستی چشمهایش گریه بسیار گرفتهخوب یادم ایدرفتن ماه عسلت را بی من با غریبه اییاهروز مرگ من بود روز مرگ فرهاددگر غروب دلگیر نبودنبودنت ناقوس مرگی پر عذاب بودو اشیان من اتاقی تاریک و نم داده با اشک هایی که دران غرق میشدمحیف ک کودکی سپری شدبیش از چند ماه است که ندیدمتحیران و مست کوچه ها مرا به کام مرگ میکشاندنیستی و سیگارم هرشب روح مرا می مکدو خاطره تورا و کوچه را با این تن خسته به گور میسپارد .: :.

برچسب: نویسنده: ابوالفضل هاشمی تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 19:15

تاريخ : جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ | 19:19 | نویسنده : فرهاد قاید صبح امد از خواب پرید و نگریست با تعجب!!:همه جا روشن ,همه دل ها پاک همه حرفها شاد، همه بی باک همه اشک شوق بر چشم همه دسته گلی در دست همه اواز و رقص و پایکوبی غم و اندوه بارش را بستدید مرد مغموم ک می نالید به سحراین بار میخواند از شعف دل اواز دگربا تعجب نگریست !!!دستی در دستش پیچید لبی روی لبی خیزید اتشی کرد به پادلی شد شیدا ناگهان باد وزیدمرد مغموم از خواب پرید... .: :.

برچسب: نویسنده: ابوالفضل هاشمی تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 19:15

کتاب را در خیابان میسوزانند
شعر را در زبان جراحی میکنند
و شاعر را در زندان محبوس
اما انگار تازه کار اند
اندیشه شاعر را چه میکنند ?

برچسب: نویسنده: ابوالفضل هاشمی تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 19:15

تاريخ : سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۶ | 21:44 | نویسنده : فرهاد قاید آغوشت را با وجودم اتش بزن در بستر خواب الوده ام مرا به نفس نفس اندازبگذار گیسوان در بادت نشانه ایی از صلح باشد و من آزادی خواهی که بر چوبه دار با لبخندی دوخته بر لبانم سرودی میشوم که تو را فریاد می کشدبرچسبها: فریاد صلح ازادای خواهی .: :.

برچسب: نویسنده: ابوالفضل هاشمی تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 19:15

صفحه بندی